تبليغاتX
عشق درپیتی
دستامون اگر كه دورن

دلامون كه دور نميشه

دل من جز با دل تو

با دلي كه جور نميشه

تو مي خواي مر مر قلبت

آب بشه با گرماي عشقم

دلت از سنگه عزيزم

سنگي كه صبور نميشه

فاصله ها فاصله ها ،اونو به من برسونيد

فاصله ها فاصله ها ،درد منو نميدونيد

           

بردن اسم تو از ياد،كاريه كه خيلي سخته

دل تو نقش يه قلبه،كه تو آغوش درخته

تو دلم هميشه جاته،هميشه دلم باهاته

ياده من هر جا كه باشي،مثل سايه پا به پاته

فاصله ها فاصله ها ،اونو به من برسونيد

فاصله ها فاصله ها ،درد منو نميدونيد


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 16:13  توسط نوید غیاضی | 
وقتي خداي مهربون ، بنده هاشو آفريد ، با نوك قلم سر طلا و پر مرغ پر طلا رو پيشوني بندهاش نوشت
((قصه ي خوب سرنوشت))
اما نوبت من و يارم كه رسيد نوك قلم سر طلا شكست و پر مرغ پر طلا پريد ، اون وقت خدا از مرغ غم يه پر گرفت با جوهر سياه رو پيشوني منو يارم نوشت
((قصه ي تلخ سرنوشت )).
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 1:24  توسط نوید غیاضی | 

آنکه می گوید دوستت دارم دل اندوهگین

شبی ست که مهتابش را می جوید   

هزار کاکلی شاد در چشمان تو     

 هزار قناری خاموش در گلوی من    

ایکاش عشق را نیز زبان سخن بود    
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 22:42  توسط نوید غیاضی | 

 گفتی از ياد تو ميرم نه عزيزم مگه ميشه ؟  

 به جا چشمام قلبم اما پيشه توست تا هميشه

 فاصله بين من و تو تا کجا دنباله داره ؟

 قسمت اين بود که جدا بمونيم از هم تا هميشه

 روز موعود مطمئن باش که زيادم دور نيست

  من کنار تو و تو ماله منی تا همیشه 
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 1:38  توسط نوید غیاضی | 
 
Stats Maker