![]() |
![]() |
|
|
وقتي خداي مهربون ، بنده هاشو آفريد ، با نوك قلم سر طلا و پر مرغ پر طلا رو پيشوني بندهاش نوشت
((قصه ي خوب سرنوشت)) اما نوبت من و يارم كه رسيد نوك قلم سر طلا شكست و پر مرغ پر طلا پريد ، اون وقت خدا از مرغ غم يه پر گرفت با جوهر سياه رو پيشوني منو يارم نوشت ((قصه ي تلخ سرنوشت )). |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 1:24 توسط نوید غیاضی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1386 شهریور 1385 مرداد 1385 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 |
|
RSS
|